تبليغاتX
وطن من

وطن من

وطن يعني گذشته حال فردا،تمام سهم يك ملت زدنيا وطن يعني چه آباد وچه ويران وطن يعني همين جا يعني ايران

داستان کوتاه و آموزنده :نتیجه تشویق

 

پیمان بهدین -  روزی از روزها گروهی از قورباغه های کوچیک تصمیم گرفتند که با هم مسابقه ی دو بدهند.
هدف مسابقه رسیدن به نوک یک برج خیلی بلند بود.

جمعیت زیادی برای دیدن مسابقه و تشویق قورباغه ها جمع شده بودند....

و مسابقه شروع شد....

راستش, کسی توی جمعیت باور نداشت که قورباغه های به این کوچیکی بتوانند به نوک برج برسند.شما می تونستید جمله هایی مثل اینها را بشنوید:

"اوه,عجب کار مشکلی!!"

"اونها هیچ وقت به نوک برج نمی رسند." یا:

"هیچ شانسی برای موفقیتشون نیست.برج خیلی بلند ه!"

قورباغه های کوچیک یکی یکی شروع به افتادن کردند...

بجز بعضی که هنوز با حرارت داشتند بالا وبالاتر می رفتند...

جمعیت هنوز ادامه می داد,"خیلی مشکله!!!هیچ کس موفق نمی شه!"

و تعداد بیشتری از قورباغه ها خسته می شدند و از ادامه دادن منصرف ... ولی فقط یکی به رفتن ادامه داد بالا, بالا و باز هم بالاتر....

این یکی نمی خواست منصرف بشه!

بالاخره بقیه از ادامه ی بالا رفتن منصرف شدند.به جز اون قورباغه کوچولو که بعد از تلاش زیاد تنها کسی بود که به نوک رسید!

بقیه ی قورباغه ها مشتاقانه می خواستند بدانند او چگونه این کا ر رو انجام داده؟

اونا ازش پرسیدند که چطور قدرت رسیدن به نوک برج و موفق شدن رو پیدا کرده؟

و مشخص شد که... برنده ی مسابقه کر بوده!!!

نتیجه ی اخلا قی این داستان اینه که:

هیچ وقت به جملات منفی و مأیوس کننده ی دیگران گوش ندید... چون اونا زیبا ترین رویا ها و آرزوهای شما رو ازتون می گیرند--چیز هایی که از ته دلتون آرزوشون رو دارید!

هیشه به قدرت کلمات فکر کنید. چون هر چیزی که می خونید یا می شنوید روی اعمال شما تأثیر میگذاره پس:
همیشه....

مثبت فکر کنید!

و بالاتر از اون

کر بشید هر وقت کسی خواست به شما بگه که به آرزوهاتون نخواهید رسید!

و هیشه باور داشته باشید:

من همراه خدای خودم همه کار می تونم بکنم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/08/24ساعت 19:37  توسط شاد باش  | 

دیاکو : ایران را پرورانده و ساختم تا پناهگاه آزدگان باشد .

+ نوشته شده در  شنبه 1390/07/02ساعت 9:47  توسط شاد باش  | 

نام بزرگان و سرداران ایران باستان

+ نوشته شده در  شنبه 1390/07/02ساعت 9:44  توسط شاد باش  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/05/27ساعت 14:1  توسط شاد باش  | 

زندگانی حافظ شیرازی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/05/18ساعت 16:15  توسط شاد باش  | 

اول ماه مبارک رمضان سالروز در گذشت ابو علی سینا

فرا رسیدن ماه مبارک رمضان را به تمام  مسلمین جهان تبریک عرض می کنم 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/05/09ساعت 15:11  توسط شاد باش  | 

سخن بزرگان ایران زمین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/05/06ساعت 21:50  توسط شاد باش  | 

انوشیروان

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/05/06ساعت 21:30  توسط شاد باش  | 

دیااکو شاه ماد

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/05/03ساعت 23:22  توسط شاد باش  | 

وفات کوروش فاجعه ترین رویداد تاریخ ایران باستان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/29ساعت 21:56  توسط شاد باش  | 

داریم بدبخت میشیم دوستان

میزان رای خلیج پارس از ۸۰ درصد به ۶۰ درصد رسید. خواهش میکنیم به آدرس زیر بروید . به خلیج همیشه پارس رای بدید. ببخشید این و میگیم ولی اگه این مطلب رو خوندید و نرفتین رای بدین بدونید که ایرونی نیستید.

همین و بس............

 


اینم آدرسش:    

      http://www.persianorarabiangulf.com

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/28ساعت 12:13  توسط شاد باش  | 

داستان ضحاك با كاوه آهنگر

داستان ضحاك با كاوه آهنگر


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/28ساعت 11:45  توسط شاد باش  | 

زندگي نامه رودكي

 

به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/28ساعت 10:23  توسط شاد باش  | 

زندگانی سلمان فارسی

نمونه اي از وفاداري مردان پارسي


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/04/27ساعت 15:19  توسط شاد باش  | 

فیلم سیصد که بر علیه ایران بود از کجا سرچشمه گرفت

اولین جنگ از دومین دورهٔ جنگهای ایران و یونان جنگ ترموپیل بود. چون یونانیان می‌دانستند که در دشت وسیع از عهدهٔ سواره نظام ایران برنخواهند آمد، قشون یونانی در تنگهٔ ترموپیل باریکه‌ای بین کوه و دریا در انتظار دشمن نشستند. در جنگ ترموپیل فرماندهی قشون زمینی یونان با لئونیداس پادشاه اسپارت بود و فرماندهی نیروی دریایی را اوری بیاد برعهده داشت.

در ابتدا جنگ در دریا درگرفت که بخاطر بادهای تندی که وزید نقشه‌های جنگی ایران به ثمر نرسید و جنگ دریایی بدون اینکه نتیجهٔ قطعی حاصل شده باشد، خاتمه پیدا کرد.

در این هنگام قشون ایران که از راه خشکی پیش می آمد به تنگهٔ ترموپیل رسید و به سپاه لئونیداس برخوردند. عبور از تنگه برای سپاه عظیم خشایارشا ممکن نشد اما فرماندهٔ سپاه ایران از یک کوره‌راه، خود را به پشت سر سپاه یونانی رساند و سپاه یونانی پراکنده شد و فقط لئونیداس سردار اسپارتی و یک دستهٔ سیصد نفری از اسپارت که او شخصاً انتخاب کرده بود،در آنجا مقاومت تهور آمیزی از خود نشان دادند و خود را به کشتن دادند، تا عقب نشینی قوم را تأمین کنند.

+ نوشته شده در  جمعه 1390/04/24ساعت 11:7  توسط شاد باش  | 

زندگانی آریو برزن

آریو برزن، دلاوری که طعم شکست را به اسکندر چشاند

برای شناختن آریو برزن به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1390/04/23ساعت 14:7  توسط شاد باش  | 

میزان سواد ایرانیان در زمان کورش

 

در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/22ساعت 14:47  توسط شاد باش  | 

بخشی کوتاه از زندگی ستار خان (قهرمان انقلاب مشروطه)

 

زندگي نامه ستار خان

براي خواندن زندگي نامه به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1390/04/22ساعت 14:22  توسط شاد باش  | 

وصيت نامه داريوش كبير

وصيت نامه داريوش كبير:

اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من.....

به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/21ساعت 20:8  توسط شاد باش  | 

طلبه جوان و دختر فراری

شب هنگام محمد باقر - طلبه جوان- در اتاق خود مشغول مطالعه بود که به ناگاه دختری وارد اتاق او شد. در را بست و با انگشت به طلبه بیچاره اشاره کرد که سکوت کند و هیچ نگوید. دختر پرسید: شام چه داری ؟؟ طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد و سپس دختر که شاهزاده بود و به خاطر اختلاف با زنان حرمسرا  خارج شده بود در گوشه‌ای از اتاق خوابید.
صبح که دختر از خواب بیدار شد و از اتاق خارج شد ماموران،شاهزاده خانم را همراه طلبه جوان نزد شاه بردند. شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ....

محمد باقر گفت : شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد. شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه؟ و بعد از تحقیق از محمد باقر پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟ محمد باقر 10 انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ... علت را پرسید. طلبه گفت : چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود. هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می‌گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از
سر شب تا صبح بدین وسیله با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمانم را بسوزاند.
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند. از مهمترین شاگردان وی می توان به ملا صدرا اشاره نمود.
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/21ساعت 19:18  توسط شاد باش  | 

بابک خرمدین زنده است

برای خواندن داستان بابک به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/21ساعت 19:9  توسط شاد باش  | 

ارش کمانگیر

مردانی در این زمین خُفته اند که زمین زیر پای آنان میلرزید

افتخارات مردان پارسي در حال فراموش شدن

آرش را بهتر بشناسیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/04/21ساعت 16:36  توسط شاد باش  | 

سرودهٔ استاد علیرضا شجاع پور؛ با صدای علیرضا عصار درمورد وطن

 

برای دانلود روی متن زیر کلیک کنید

وطن یعنی

برای خواندن متن به ادامه مطلب بروید

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/04/20ساعت 11:57  توسط شاد باش  |